تاثیر چاقی بر سلامت روان

بیماری های روانی ناشی از چاقی

Rate this post

داده های اپیدمیولوژیک تاثیر چاقی بر روان را نشان می دهد ، اما یافته ها در مطالعات مختلف نشان می دهد که رابطه قوی تری در زنان نسبت به مردان وجود دارد!

جایگاه روانی چاقی در دنیای امروز

شیوع روزافزون اضافه وزن و چاقی یکی از نگرانی های مهم بهداشت عمومی است.تنظیم وزن یک پدیده پیچیده است که تحت تأثیر طیف وسیعی از تأثیرات سطح فردی و سطح جامعه است. ، اما این رابطه ممکن است با گذشت زمان در حال تضعیف باشد.

بسیاری از افرادی که چاقی دارند با مسائل مربوط به خلق و خوی ، عزت نفس ، کیفیت زندگی و تصویر بدنی دست و پنجه نرم می کنند. این پریشانی عاطفی احتمالاً در جستجوی درمان نقش دارد اما همچنین می تواند بر درمان موفقیت آمیز تأثیر بگذارد.

چاقی و بیماری های همراه آن نیز با یک بار روانی-اجتماعی قابل توجه روبرو هستند ، که بر زمینه های مختلف عملکرد روانی-اجتماعی تأثیر می گذارد. بنابراین ، ارزیابی عملکرد روانی – اجتماعی بخش مهمی از ارزیابی و برنامه ریزی درمانی برای بیمار چاقی ، به ویژه در مورد جراحی چاقی است. اگرچه کاهش وزن برای بیشتر افراد با بهبود عملکرد روانی اجتماعی همراه است ، تعداد کمی از بیماران پس از کاهش وزن علائم روانی ناخوشایند را تجربه می کنند.

تحقیقات نشان داده است که :

بین 20 تا 60 درصد افراد مبتلا به چاقی ، و به ویژه چاقی مفرط ، از یک بیماری روانی رنج می برند .1–5 این درصد ها معمولاً بیشتر از آن است که در جمعیت عمومی دیده می شود.

افسردگی

شایع ترین اختلال خوردن در بین افراد مبتلا به چاقی ، اختلال پرخوری و بی اشتهایی است.

تقریباً یک سوم از نامزدهای جراحی چاقی علائم بالینی قابل توجهی از افسردگی را در زمان جراحی گزارش می کنند ، در حالی که حدود 50٪ از آنها سابقه افسردگی را در طول زندگی گزارش می دهند. 11،12 دلایل این شیوع به خوبی شناخته نشده است ، اما ممکن است شامل موارد زیر باشد:

  1. تجربه انگشت نما شدن مربوط به وزن و تبعیض ،
  2. وجود درد جسمی یا سایر اختلالات در کیفیت زندگی
  3.  یا بروز اختلال در غذا خوردن.

تاثیر چاقی بر اشتها

غذا خوردن بی نظم در افراد چاق معمول است. بسیاری از بیمارانی که برای درمان کاهش وزن مراجعه می کنند گزارش می دهند که به دلایل احساسی درگیر غذا خوردن می شوند. دیگران گزارش می کنند که در پاسخ به بمباران نشانه های غذایی جامعه مدرن در کنترل فراوانی خوردن ، اندازه سهم یا رفتار غذا خوردن خود مشکل دارند. تا حدودی برای برخی تعجب آور است ، فقط اقلیت کوچکی به طور رسمی اختلالات خوردن را تشخیص داده اند. شایع ترین اختلال خوردن در بین افراد مبتلا به چاقی ، اختلال پرخوری و بی اشتهایی است.

اختلال پرخوری:

با مصرف مقدار زیادی غذا در مدت زمان کوتاه (کمتر از 2 ساعت) مشخص می شود که در طی آن فرد کنترل خود را از دست می دهد. در نتیجه ، فرد بسیار سریعتر از حالت عادی غذا می خورد ، تا زمانی که به طور غیرقابل کنترل سیر شود ، در غیاب گرسنگی ، و اغلب به تنهایی غذا می خورد. بعد از خوردن غذا ، فرد معمولاً انزجار را گزارش می دهد.

بي اشتهایي عصبی:

یک اختلال رفتاري مربوط به غذا خوردن است . که ناشی از تاثیر چاقی بر سلامت روان است. در این وضع، فرد به صورت افراطي از چاق شدن واهمه دارد و از غذا خوردن اجتناب مي کند. چنین فردي به رغم این که لاغر و گاهي بسیار لاغر است ، خود را چاق و گاهي بسیارچاق مي پندارد. از این رو رژیم غذایي خود را روز به روز محدودترمي کند.ویژگی های اصلي بی اشتهایي عصبي عبارتند از:

  • کاهش وزن یا عدم وزن گیري طي یک مرحله رشدي که منجر به وزني شود که کمتر از
    85 درصد وزن مناسب براي قد و سن باشد،
  • ترس شدید از افزایش وزن،
  • تصویر ذهني نامناسب از بدن
  •  حداقل سه دوره متوالي بدونعادت ماهیانه در زنان و دختران است.

این محرومیت از مواد غذایی در دختران در سنین نوجوانی سبب بروز کمبودهای غذایی در آن ها می شود، از سوی دیگر مبتالیان به
بي اشتهایي عصبي به سمت اختالالت رفتاري و رواني چون افسردگي یا اضطراب نیز پیش خواهند رفت . در برخی موارد، این محرومیت های
غذایی منجر به مرگ ومیر در زنان و دختران جوان می شود. لذا الزم است علل عوامل این بیماري را بشناسید تا در صورت بروز آن در خودیا اطرافیان تان ، قادر باشید براي رفع مشکل اقدام کنید.

از دیگر تاثیرات چاقی بر سلامت روان:

تحقیقات قبلی حاکی از وجود رابطه بین اضافه وزن بدن و افسردگی است. به عنوان مثال ، افرادی که چاقی مفرط دارند ، تقریباً پنج برابر بیشتر از دیگران در یک سال گذشته یک دوره افسردگی اساسی را در مقایسه با افاد با وزن متوسط تجربه کرده اند.

به نظر می رسد این رابطه بین چاقی و افسردگی در زنان بیشتر از مردان است و این شاید به دلیل تأکید جامعه بر لاغری به عنوان ویژگی زیبایی زنان است.درک دلیل این امر دشوار نیست. فرهنگ مدرن به شکلی منحصر به فرد است که بدن های لاغر و ملایم جوان را می پرستد. به استثنای موارد نادر ، فقط اندام های لاغر و متناسب زیبا در نظر گرفته می شوند.

برای داشتن مشکل روانشناختی در غذا خوردن ، فرد نباید اضافه وزن داشته باشد. غذا خوردن لذت بخشی است و چون این درست است ، همه افراد (چاق و لاغر هر دو) وقتی احساس استرس می کنند از خوردن به عنوان منبع آماده آرامش عاطفی استفاده می کنند. تعجب آور نیست که چنین خوردن های ناشی از استرس منجر به افزایش وزن می شود .که به نوبه خود باعث می شود بسیاری از افراد (به ویژه زنان) احساس بدتری نسبت به خود داشته باشند ، و این باعث ایجاد انگیزه در خوردن بیشتر بر اساس استرس و افزایش وزن اضافی می شود. اغلب اوقات ، خوردن راحت بر اساس استرس به یک چرخه معیوب و مارپیچ رو به پایین تبدیل می شود.

از دست دادن انرژی و لذت برای زندگی

اگر جنبه های منفی سلامتی و شرم داشتن اضافه وزن کافی نباشد. افراد دارای اضافه وزن نیز تمایل دارند که انرژی کمتری نسبت به افراد هم وزن خود داشته باشند. از آنجا که فعالیت بیشتر از همسالانشان به تلاش آنها نیاز دارد. آنها تمایل به گرایش به سمت سبک زندگی کم فعالیت را دارند و کم تحرک می شوند.

در این حالت یک حلقه ناخوشایند ایجاد می شود که در آن هرچه افراد کم تحرک خطر بیشتری برای افزایش وزن بیشتر داشته باشند ، و هرچه وزن افراد بیشتر شود ، احتمال تحرک آنها کمتر می شود. به دلیل اجتناب از ورزش (که می تواند روند کاهش سطح انرژی را شروع کند) استرس های زندگی طاقت فرسا هستند و فرصت اصلی برای کاهش تنش عضلانی ، استرس و اضطراب از بین می رود.

بعدها،حتی کارهای عادی زندگی روزمره مانند بالا رفتن از پله ها می توانند منجر به احساس پیری زودرس شوند.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code

      ارتباط با مشاور و هماهنگی